چالشهای روزنامهنگاری شهروندی
اطلاعرسانی قلمداد کنیم که با تکنولوژی عجین شده است، دامنه رسانه بسیار وسیع خواهد شد و هر چند این رویه سابق بر این نیز موجود بوده و مردم با دیدن رویدادها و اتفاقاتی که پیرامون آنها رخ میداد به مطبوعات و رسانههای بزرگ اطلاعرسانی میکردند و بعد از آن خبرنگار و عکاسانی به منطقه موردنظر اعزام میشدند، اما با این روش جدید مستندات به راحتی قابل ارائه بر بستر اینترنت که رسانهای جهانی تلقی میشود است. اتفاقات بزرگی در دنیا رخ داده که همین مردم عادی به گزارش آن پرداختهاند و با ابزارهای ارتباطی که در اختیار داشتند، راوی حوادثی بودهاند که بعضا خبرنگاران برای گزارش آن با محدودیت روبهرو بودهاند که یک نمونه آن در ماجرای اعدام صدام حسین اتفاق افتاد. در حالی که خبرنگاران اجازه ورود به موقعیت مورد نظر را نداشتند اما مردم با گوشیهای همراه خود از صحنه فیلمبرداری کردند و مدتی بعد، گزارشهای تصویری آنها به دست رسانهها رسید و موضوع به گوش جهانیان رسید. روزنامهنگاری شهروندی انحصار را از دست رسانههای بزرگ بیرون کشیده است و جدا از آسیبها و چالشهایی که به دنبال خود دارد، به هر فردی این اجازه را داده تا با در اختیار داشتن وب سایت یا پایگاهی در اینترنت و همچنین تعدادی بازدیدکننده به ارائه مقاله و انتشار اخبار بپردازد و حتی موضوعاتی را به صورت مالتیمدیا پخش کنند که این در واقع همان کار رسانهها از قبیل مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاریهاست. در نظریههای ارتباطی، نظریهای تحت عنوان جبر تکنولوژی داریم که در خلال آن مطرح میشود که تکنولوژی جبرا چیزهایی را به ما تحمیل میکند که ناچارا باید روش کار با آنها را بیاموزیم. چرا که در غیر این صورت، دچار ضرر میشویم و حکایت آن مانند همین تلفنهای همراه است که نمونههای امروزی آن به هیچ وجه قابل قیاس با نمونههای گذشته نیستند و برای کار با آنها باید آموزش دیده باشیم.
روزنامهنگاری شهروندی در نیمه راه است
توسعه رو به جلوی روزنامهنگاری شهروندی، رسالت و مفهوم کار رسانهای را تا حدی زیر سوال برده است که یک نمونه از آن بههم ریختگی و نادیده گرفته شدن ارزشهای خبری است که رسانهها بر مبنای آن خبرسازی میکنند و اگر به عنوان مثال در قاعده کار مطبوعات شهرت یک ارزش محسوب میشود، یک روزنامهنگار شهری ممکن است به راحتی از آدم ساده و غیرشناخته شدهای نیز خبری تهیه و اقدام به انتشار آن کند. چالش دیگری که همواره در عرصه مطبوعات و رسانهها با آن درگیر بودهایم نبود آموزشهای مورد نیاز و ضروری بوده است و بر این اساس گاهی ضعفها و نقض قواعد اخلاقی را در سطح فعالیت رسانهها شاهد بودهایم و روزنامه نگارانی بودهاند که به دور از تمامی مسئولیتهای اجتماعی که دارند گاهی منجر به بروز برخی ناهنجاریها شدهاند. روزنامهنگاری سایبر و شهروندی هم که دامنهای گسترده و چارچوبی تقریبا بازتر دارد، تمامی این موارد را میتواند شامل شود و اگر فردی با موضوعات و مسئولیتهای اجتماعی آشنایی نداشته باشد، میتواند خطرساز شود یا حتی با انتشار موضوعات خلاف یا اخلاق برخی آسیبهای اجتماعی را متحمل شوند که تمامی اینها به علت ناآگاهی روی میدهد که برای رفع چنین نقایص احتمالی باید روی موارد آموزشی تأکید داشت. نگاه ما در رویکرد آموزشی علاوه بر اتخاذ چارچوبهایی مشخص در آموزش باید سمت و سویی در ایجاد مراکزی آموزشی نیز داشته باشد و از ظرفیتهایی همچون فرهنگسراها هم برای این کار بهره برد. چرا که شاید مراکز آموزشی چندانی نداشته باشیم و برای آموزش تمامی فعالان عرصه وب با مشکلاتی روبهرو شویم. البته برنامهریزی هدفمند در آموزش از دیگر ضروریات است که اگر به آن توجهی نشود در آیندهای نزدیک میتواند توان ما را در بخشهایی که تکنولوژی برای ما به ارمغان آورده است، دچار هرزروی کند و برخلاف تصمیم مثبت و سازندهای که برای جامعه داشتیم به آن ضربه وارد کند. اما در حال حاضر قدرت روزنامهنگاری شهروندی در حدی نیست که بخواهیم برای رسانههای بزرگ و رسمی در کشور ابراز نگرانی کنیم و به قول گفتنی روزنامهنگاری شهروندی در نیمه راه است و جهشی که تا حال حاضر داشته به علت امکانات تکنیکی بوده و بیتفاوت نسبت به زمینههای منطقی رشد کرده است و مانند این بوده که فردی آموزش رانندگی ندیده اما به او کلید خودرویی را دادهاند تا آن را براند! زیرساختهای روزنامهنگاری شهروندی فراهم نشده و باید برای محکم سازی این زیرساختها و با توجه به اینکه ابزارهای تکنیکی این روزها به دست دانشآموزان هم رسیده باید زمینههایی را برای آموزش فراهم كرد. به عنوان مثال با وضع قواعدی در این راستا روزنامهنگاری شهروندی را جایگزین روزنامه دیواریهای مدارس کرد و به دانشآموزان از همان ابتدایی که قرار است با رسانهها آشنا شوند، ارزشها و قوانین کار رسانهای را آموزش داد تا با این دید اقدام به فعالیت رسانهای از نوع شهروندی کنند.به علت اینکه روزنامهنگاری شهروندی قدری آسیبپذیر است، آموزشها را از هر کجا و از هر طریق (رادیو- تلویزیون- مطبوعات) شروع کنیم فواید مؤثری خواهد داشت که آثار آن را میتوانیم در آینده شاهد باشیم که البته در این مسیر باید کارهای تشویقی کرد. دقیقا مانند گذشته که روزنامهها یک بخش با عنوان خبرنگار دانشآموز داشتند و این اجازه را میدادند که یک دانشآموز وقایع را از دید خودش به اطلاع مردم برساند، چرا که این رویه اثر بیشتری خواهد داشت.
*مدرس دانشگاه