جاي شما بودم، جمعهها سري به پارك ملت ميزدم!
ایرنا - ويژهبرنامه تابستاني 'هفت شهر فيروزهاي' را سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران جمعههاي هر هفته در هفت نقطه شهر برگزار ميكند، 'پارك ملت' يكي از اين هفت شهر است و از ساعت 18 تا 23 در دو بخش هنري و جُنگ شبانه، ميزبان شهروندان است.
پارك ملت تهران جمعه گذشته مملو از جمعيتي مشتاق بود، بسياري وصف اولين برنامه را كه جمعه هفته پيش برگزار شده بود، شنيده بودند و خانواده را همراه كرده بودند و البته عدهاي هم به صورت گذري از 6 گذر 'هفت شهر فيروزهاي' ديدن ميكردند.
'گذر قصههاي قرآني براي كودكان'، 'گذر كودك و نوجوان'، 'گذر تجسمي هنرمندان'، 'گذر خانواده من'، 'گذر دانش' و 'گذر نشاط' 6 غرفهاي كه در اين ويژه برنامه از ساعت 18 تا 21 ميزبان شهروندان هستند.
وقتي سري به 'گذر تجسمي هنرمندان' زدم، دستان مجسمهسازي ماهري را ديدم كه داشت نيمتنه يك مرد را شكل ميداد.
او 'جعفر نجيبي'، مجسمهساز شهير ايران بود، همان كه درجه يك هنري (معادل دكتري) را به خاطر دستان هنرمندش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرده و اكنون مدرس دانشگاه و عضو پيوسته انجمن مجسمهسازان ايران است.
از او پرسيدم چه انگيزهاي او را به اين پارك، به ميان اين جمعيت مشتاق كشانده است؟ در پاسخم گفت: بسياري از هنرمندان امروز كشور را خود من سالها پيش در ميان همين جوانان مشتاق يافتهام و پرورش دادهام، هنر بايد در ميان مردم باشد تا بسط و گسترش يابد.
عكسهاي 'جواد ذوالفقاري' استاد تازه درگذشته نمايش عروسكي روي ميز كار نجيبي بود و او هرازگاهي به عكسها نگاهي ميانداخت، علت را كه جويا شدم، پاسخ داد: اين مجسمه، نيمتنه جواد ذوالفقاري است و بناست آن را در سالني كه به اسم او در فرهنگسراي ارسباران نامگذاري شده، نصب كنند.
به فاصله چند گام مردي تصوير مبارزه رستم و سهراب را به سبك قهوه خانهاي بر بوم نقاشي ميكند.
او 'منصور وفايي' است، همان كه نقاشي را نزد 'علي اكبر نجمآبادي' از شاگردان كمالالملك فرا گرفته و هماكنون يكي از بزرگان نقاشي قهوهخانهاي ايران است.
ميگويد: هنر نقاشي قهوهخانهاي پيش از انقلاب داشت فراموش ميشد، اما پس از انقلاب اسلامي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي توجه ويژهاي به آن نشان داد و پيشرفت خوبي كرد.
ميگفت مردم ميآيند و درباره صحنهاي كه به تصوير ميكشد از او سووال ميكنند و او در مقابل برايشان از شاهنامه ميخواند: 'به كشتي گرفتند نهادند سر... گرفتند هر دو دوال كمر'
از تابلوي نقاشي استاد وفايي چشمم به دستان هنرمند مجسمه سازي ميافتد كه كمي آن طرفتر پرنده زيبايي را از دل خمير كاغذ و چسب چوب به هستي ميكشد، نامش 'مهدي ماني' است و از 74 سالگي اين فن زيبا را آغاز كرده است.
از ماني نام هنرش را ميپرسم، ميگويد: نام اين هنر 'پاپيه ماشه' است، از اين هنر مجسمههايي خلق ميشود كه در عين سبكي ميتوانند در ابعاد بسيار بزرگ ساخته شوند.
او با همين هنر در بيش از 7 نمايشگاه انفرادي و 10 كارگاه هنري شركت كرده و بيش از چهل مجسمه پاپيه ماشه در ابعاد بسيار بزرگ دارد.
ماني گفت: مردم به اين هنر علاقه دارند و از آنجا كه مواد آن در دسترس همه هست، از شيوه كار سووال ميكنند و در خانه آن را همراه با خانواده تجربه ميكنند.
غرفه هنرهاي تجسمي پارك ملت يك مهمان هنرمند اره به دست هم داشت، 'محمد علي ودود' هنرمندي مجسمهساز و مدرس دانشگاه در رشته هنرهاي سنتي است كه قرار است در پيش چشم مردم تكهاي از تنه يك درخت را به تنديس مادر و فرزند مبدل كند.
'كيوان عسگري' هنرمند نقاشي كه 18 سال سابقه تدريس نقاشي در دانشگاههاي هنر، آزاد اسلامي، سوره و جهاد دانشگاهي را دارد نيز به ميان مردم آمده تا هنر خود را به آنها معرفي كند.
اما بايد اعتراف كرد كه پربازديدترين بخش اين غرفه مربوط به هنر كاريكاتور است، در اين بخش دو كاريكاتوريست مطرح؛ 'حميدرضا محمديفرد' و 'سعيد صادقپور' از چهره مردم، كوچك و بزرگ، كاريكاتور ميكشند و با امضاي خودشان آن را به مردم هديه ميدهند.
از محمديفرد مي پرسم كه تاكنون كسي از كاريكاتور چهرهاش، ناراحت هم شده است؟ ميگويد: بيشتر مردم از ديدن كاريكاتور چهره شان خوشحال ميشوند اما عدهاي هم هستند كه انگار بهشان برميخورد و كمي اخم ميكنند.
از غرفه هنرهاي تجسمي كه ميگذرم به گذر كودك و نوجوان ميرسم، سرتاسر غرفه پر از كاغذهايي است كه به اشكال مختلف تا شدهاند، مسوول غرفه ميگويد: اسم اين بازي
'اوريگامي' به معناي 'تا كردن كاغذ از طريق انديشه' است و اين بازي از چين سرچشمه ميگيرد.
'مونا آملي' درباره اين بازي گفت: در اوريگامي مهم نيست در انتها چه نتيجه اي كسب ميكنيد، مهم روند كار است كه بايد همراه با انديشه باشد و كودك فقط مراحل را حفظ نكند، بلكه به درك درستي از نوع كار برسد.
او مي گويد: اين بازي نه تنها به عنوان يك بازي كودكانه در رشد خلاقيت و آموزش دروسي مانند هندسه نقش دارد، بلكه در تحقيقات جديد رشته عمران نيز به عنوان راهكاري براي تا شدن ساختمانها به جاي فروريختن در هنگام وقوع زلزله مورد بررسي قرار گرفته است.
تجمع كودكان در غرفه اوريگامي بينظير بود و همگي با دقت به فراگرفتن اين بازي مشغول بودند، در كنار آن كودكان ديگري بر زمين نشسته بودند و نقاشي ميكشيدند و گروه ديگري نيز با سفال مجسمه ميساختند.
گروهي از كودكان نيز در غرفه قصههاي قرآني جمع شده بودند، مربي كودكان با كمك يك عروسك داستانهاي قرآن كريم را با كلامي كودكانه براي آنها نقل ميكرد و كودكان سوالات خود را با هيجان مطرح ميكردند.
نوجوانان بيشتر به سمت گذر نشاط ميرفتند، جايي كه مسابقات تيراندازي با كمان، تيراندازي با تپانچه، فوتبال دستي، پينگ پنگ، پرتاب دارت و طنابكشي در جريان بود.
پدر و مادرها اما به گذر 'خانواده من' متمايل بودند، غرفهاي كه به آموزش مسايل مختلف كاربردي از فوريتهاي پزشكي تا موسيقي و تئاتردرماني ميپرداخت و با مشاركت و حضور خانوادهها همراه بود.
در گذر دانش بيش از 500 عنوان كتاب از انتشارات طه و 200 عنوان از انتشارات منادي تربيت با تخفيف 20% به مردم ارايه ميشد، البته كتابخانه فرهنگسراي ارسباران نيز امكاني فراهم كرده بود كه در بخشي از اين غرفه خانوادهها به مطالعه كتاب بپردازند.
هفت شهر فيروزهاي در پارك ملت راديو زنده هم دارد، صداي 'فاطمه صداقتي' را ميشنوم كه جملهاي از مقام معظم رهبري در خصوص اهميت مطالعه و كتابخاني به عنوان موضوع هفته 'هفت شهر فيروزهاي' نقل ميكند: 'كتاب دروازهاي به سوي گستره دانش و معرفت است و كتاب خوب يكي از بهترين ابزارهاي كمال بشري است'.
راديو ملت اذان ميگويد و مردم فريضه نماز را به پيشنمازي حجتالاسلام و المسلمين سرلك در پارك به جا آوردند و سپس به استقبال جُنگ شبانه رفتند، جُنگي كه از ساعت 21 تا 23 با ارايه برنامههايي همچون؛ تواشيح، اجراي موسيقي زنده، نقالي و تئاتر و با اجراي 'مسعود روشنپژوه' جمعيت انبوهي را به سمت خود ميكشد.
جاي شما بودم جمعهها سري به پارك ملت ميزدم و به گشت و گذاري در شهر فيروزهاي ملت ميانداختم.