نخستين نشست سينماوانديشه از سلسله نشست‌هاي نمايش تحليلي روايت‌هاي آخرالزماني با حضور مجيد شاه حسيني (مديرعامل اسبق بنياد سينمايي فارابي) در فرهنگ سراي رسانه برگزار شد.
به گزارش ايرنا به نقل از فرهنگسراي رسانه مجيد شاه حسيني در اين نشست با بيان اينکه از دهه 70 ميلادي موجي جديد از داستان‌هاي آخرالزماني وارد بدنه اصلي سينماي غرب شده است، اظهار داشت: فيلم‌هاي آخر الزماني نگاه به فرجام بشر است که قبل از آن در جامعه غربي وجود نداشت.
شاه حسيني سينما را "وهم مخيل مصور متحرک فناورانه" تعريف کرد و آن را رسانه اي تاثير گذار بر افکار عمومي مردم دانست و گفت: مهم ترين وجود سينما که به آن توجه جدي نمي شود، وجود رسانه‌اي سينما است. سينما با افکار عمومي مردم سر و کار دارد و در قرن اخير سينما با استفاده جلوه هاي انتزاعي و القاعي خود، شيوه زندگي افراد را تغيير مي دهد.
وي تصريح کرد: سينماي آخرالزماني با ساخت فيلم "بچه رزماري" ساخته رومن پولانسکي در سال 1969 در غرب آغاز شد که اين نوع سينما براي افکار عمومي مردم بيگانه و جديد بود. ساخت فيلم آخر الزماني "بچه رزماري" افکار عمومي جامعه آمريکا را در هم ريخت و ساخت اين فيلم شوک عظيمي در مردم آمريکا به وجود آورد.
در ادامه اين جلسه شاه حسيني ضمن نمايش قمسمت هايي از فيلم "جن گير" گفت: در حال حاضر ذائقه سينمايي مردم به سمت سينماي تخيلي و فرجام نگر سوق يافته است. اين فيلم که با فضاي وهم آلود از شرق آغاز مي شود نشان دهنده تبليغات اشتباه غرب از جامعه شرقي است. جن گير نگاه جديدي را براي مخاطبين خود آغاز کرده و بيننده غربي ديدباور را به دنياي جديدي وارد مي کند. شروع فيلم جن گير در عراق به بيننده القاء مي کند که عراق سرزمين شيطان بوده و چند ماه بعد از اکران مجدد اين فيلم آمريکا به کشور عراق حمله نظامي مي کند.
اين استاد سينما با اشاره به وجود شأن اقناعي در فيلم جن گير گفت: اين نوع شأن اقناعي در فيلم‌هاي ايراني مورد توجه قرار نمي گيرد. شان اقناعي در ساخت فيلم جن گير يا (The Exorcist) موجب شده که مخاطب به سمت فرجام آخرالزماني کشيده شود و حس کند اين فرجام در حال اتفاق افتادن است.
شاه حسيني با اشاره به ورود جهان بيني ماورايي به زمينه‌هاي فکري غرب گفت: نمود روايت‌هاي آخرالزماني در سينماي غرب نقش رسانه‌اي بودن سينما را پررنگ تر مي کند اما اين رويکرد جديد است چرا که فيلم‌هاي ساخته تخيل در اوايل تاريخ سينما تنها جنبه سرگرمي براي مخاطب داشته و هيچ گاه فرجام انسان‌ها را به تصوير نکشيده است اما سال‌هاي 1966 تا 1969 زمان شروع ساخت فيلم‌هاي فرجام نگر است و بعد از سال 1966 در جهان غرب برنامه ريزي و مديريت در زمينه ساخت فيلم‌هاي آخرالزماني ايجاد شد که همچنان اين برنامه ريزي و مديريت وجود دارد.
وي گفت: سينماي آخر الزماني به سينماي آخرالزماني طبيعي مبتني بر فجايع طبيعي، سينمايي آخر الزماني تکنولوژيک و سينمايي آخر الزماني ديني و مذهبي دسته بندي مي شود که دسته آخر در بيش از ساير بخش ها در زندگي و افکار عمومي مردم جهان نمود پيدا کرده است.
وي موضوعات آخرالزماني را جزء مسائل روز دنيا عنوان کرد و گفت: مخاطب اين نوع فيلم‌ها نمي تواند درک درستي از واقعيت و ماوراء براي خود داشته باشد چرا که ابعاد مختلف، متضاد و گاه وهم آلودي از آن ساخته شده است.
مديرعامل سابق بنياد سينمايي فارابي تصريح کرد: امروزه بسياري از کودکان و نوجوانان ايراني آموزه‌هاي خود را از فيلم‌هاي آخرالزماني ساخت غرب فرا مي گيرد که با باورهاي ديني و اسلامي ما تفاوت بسياري دارد و نبود آشنايي نسل امروز کشور با ادبيات از مشکلات اصلي است چراکه تصوير به شدت بشر امروز را کم حوصله کرده است.
وي حجم بالايي از توليدات سينمايي غرب را اقتباسي عنوان کرد و گفت: عمق نداشتن فيلم‌هاي ساخت کشور به دليل نبود ادبيات است. در ادامه اين جلسه قسمتهايي از مستند قديمي Haxan که در سال 1922 ساخته شده است و ريشه هاي باور به شيطان و ماوراء را در غرب نشان مي دهد، پخش شد.
نشست "نمايش تحليلي روايت هاي آخرالزماني سينما" در فرهنگسراي رسانه برگزار شد.