محمود استادمحمد با انتقاد از عملکرد تعدادی از مدیران فرهنگسراهای تهران، حضور مدیران غیر متخصص و ناآشنا با هنر را معضل بزرگ فرهنگسراها دانست.

به گزارش مهر، محمود استادمحمد نویسنده و کارگردان باسابقه تئاتر ایران که این روزها نمایش "دیوان تئاترال" وی توسط گروهی از جوانان تئاتری در فرهنگسرای شفق اجرا می‌شود، در یادداشتی به خبرگزاری مهر به نقد عملکرد و فعالیت فرهنگسراها و مدیران حاضر در آنها پرداخت. متن یادداشت وی به این شرح است:
به گمان من اگرچه شهرداری و این پدیده عمر 200 ساله دارد، از زمانی که نام کارگزاران شهرداری احتساب بود تا زمانی که شهرداری را بلدیه خواندند و سپس به عنوان شهر و شهرداری و شهروندی رسیدیم، من فکر می‌کنم کرباسچی فرهنگ شهرداری را عوض یا به کلام صحیح‌تر فرهنگ شهرداری را تصحیح کرد.
باز به نظر من بعد از کرباسچی مسئولی در حد محمدباقر قالیباف نداشته‌ایم. قالیباف را لازم نیست من بگویم شهر می‌گوید، کوچه پسکوچه‌های تهران، جوی‌ها، پیاده‌روها و حتی درختان تهران میزان مسئولیت‌پذیری و دلسوزی قالیباف را اذعان دارند. اما نمی‌دانم چرا زیرمجموعه‌های شهردار بخصوص در بخش فرهنگی ساز دیگری می‌زنند.فعالیت فرهنگی در شهرداری پدیده‌ای نوظهور است البته در ایران و این پدیده در زمان کرباسچی شاید به علت حضور بهروز غریب‌پور به جوشش مثبت و تأثیرگذاری دست یافت. یکی از کارهای آن دوران فرهنگسراها، ساختن و فعال کردن مراکزی محلی برای مردم محله‌‌های تهران بود که کار بسیار پسندیده‌ای است.
در تمام جهان آن کشورهایی که سالم و بدون ریا به مراکز فرهنگی محلی می‌پردازند نتایج مثبتی گرفته‌اند. اما در حال حاضر مدیران فرهنگسراها انگار وظیفه دارند مردم محل و جوانان محل و فرهنگیان محله را از فرهنگسراها بری کنند. مسلم است که مقصودم تمام مدیران نیست زیرا استثنا وجود دارد.
ولی وقتی می‌بینیم گروهی تئاتری، گروهی جوان آماتور با هزینه خودش، در هر فضایی بجز فرهنگسراها یک نمایش را آماده می‌کنند و به فرهنگسرای محل رجوع می‌کنند آقایان و خانم‌ها یعنی مسئولین فرهنگسراها همه کارشناس تئاتر می‌شوند و هر سلیقه‌ای، هر سلیقه غیر تئاتری را به این بچه‌های آماتور تحمیل می‌کنند.
بچه‌ها می‌پذیرند کار را روی صحنه ببرند. این در حالی است که فرهنگسراها به این گروهها محل تمرین نمی‌دهد، کمک هزینه نمی‌دهد، برای دکور و لباس و گریم هیچگونه امتیازی به گروه نمی‌دهد و حتی متخصصین‌ فرهنگسراها انگار نمی‌دانند که تئاتر به محل تمرین احتیاج دارد و باید تمرین شود، حتی روز اجرا به گروه اجازه تمرین در فرهنگسرا را نمی‌دهند.
نمایش در هر صورت به صحنه می‌رود اما با چه قراردادی، در عقد قرارداد آقایان اصولی می‌شوند و 40 درصد از فروش را می‌گیرند و در قرارداد هزار تبصره به نفع خود اعمال می‌کنند و حق فروش می‌گذارند. یعنی اگر نمایش در 10 شب هزار بلیت نفروشد نمایش را تعطیل می‌کنند. این چه معنایی دارد؟ یعنی به بچه‌های آماتور تئاتر تحمیل کنیم که بازاری کار کنند؟ غیر هنری کار کنند؟ فقط به فکر این باشند که مردم را بخندانند آن هم آن‌چنان که ما می‌گوییم؟
در فرهنگسرایی دیگر که از بزرگترین فرهنگسراهای تهران است یک کارگردان حرفه‌ای ما، حمید پورآذری که آماتور نیست، خودش بدون هیچگونه دستمزد و کمک هزینه با شاگردان کلاسش نمایش را آماده می‌کند که در آن سالن بسیار مجهز روی صحنه ببرد! پورآذری مورد مؤاخذه واقع می‌شود و کارش به بن‌بست می‌رسد به این علت که کارگردان جرأت کرده یا لطف کرده آقای شهردار را برای دیدن یک تئاتر در مجموعه فرهنگی شهرداری دعوت کرده است.
این دعوت باعث شده به وسیله مسئول فرهنگسرا مؤاخذه شود که به چه حقی شهردار تهران را برای تماشای نمایش خود دعوت کرده‌ است که اگر لازم به دعوت بود فرهنگسرا خود این کار را می‌کرد. یعنی دعوت را هم انحصاری می‌دانند، آن هم دعوت از شهردار تهران.
یعنی آقای قالیباف که این بودجه هنگفت را تأمین می‌کند برای چرخیدن چرخ فرهنگسراها، می‌داند در این فرهنگسراها چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌داند گروههای تئاتر و موسیقی چگونه در این فرهنگسراها احساس غربت می‌کنند؟ نمی‌دانم آقای قالیباف با این همه دقت و تیزبینی که دارد چرا مکان فرهنگی را به مدیران غیر فرهنگی می‌سپارد؟
چرا کسانی که هیچگونه علم و تخصص و تحلیلی در زمینه تئاتر و هنر ندارند باید مسئولیت این سازمان‌های فرهنگی محلی را بر عهده بگیرند؟ یعنی در این شک داریم حضور یک فرهنگسرا در یک محله برای جوانان آن محل چقدر مثبت، چقدر پربازده و چقدر سرنوشت‌ساز است؟ چرا این همه بنیان و پایه‌های فرهنگی را در شهرداری‌ها این چنین ناکارآمد ساخته‌ایم؟
من نمی‌خواهم وارد دقائق اداری شوم زیرا کار من نیست. من نمی‌خواهم رگه‌های فساد اداری و مالی را در این صحبت بکاوم. مدیر فرهنگسرایی به گروه تئاتر می‌گوید ما سالن را برای کار دیگری احتیاج داریم، در اسناد می‌آوریم که شما نمایش را اجرا کرده‌اید، بروشور و پوستر می‌سازیم اما لازم نیست شما، شمای گروه تئاتر، شمای جوانان محل کار تئاتری انجام دهید بلکه بروید در خیابان‌ها دنبال سرنوشت خود بگردید.
من نمی‌خواهم در این مسئله انگشت بگذارم که این کار بوی سندسازی می‌دهد، ولی تنها آرزوی بنده این است که از امکاناتی که وجود دارد، از هزینه‌ای که به دوش این مردم تحمیل می‌شود، درست استفاده شود. حضور هر فرهنگسرا، هر فرهنگسرای سالم و فعال و صاحب شناخت می‌تواند نه تنها در ادب و آداب و تربیت نوجوانان محله تأثیر بگذارد بلکه می‌تواند برای جوانان محل سرنوشت ساز باشد. امیدوارم آقای قالیباف این کار را هم مثل تمام کارهای حیطه مسئولیت‌اش تصحیح کند.