«پستچي سه بار در نميزند» در فرهنگسراي انقلاب رمزگشايي شد
«حسن فتحي» گفت: در مطبوعات به اشتباه اين فيلم را در ژانر وحشت نام بردند و من هر چه به اين دوستان توضيح دادم آنها باور نكردند چرا كه در كارهايم دوست دارم زيبا شناسي انجام دهم كه اين كار با معمايي- پليسي جواب ميدهد. پس «پستچي سه بار...» در ژانر معمايي- پليسي قرار ميگيرد.
به گزارش فارس جلسه نقد و بررسي فيلم سينمايي «پستچي سه بار در نميزند» با حضور «حسن فتحي»(كارگردان) و «رضا درستكار»(مجري و منتقد)، در فرهنگسراي انقلاب برگزار شد.
بنا براين گزارش، در ابتدا «رضا درستكار» در مورد فيلم «پستچي سه بار در نميزند»، گفت: اين فيلم زبان امروز سينماي ايران است. زباني كه ميتواند براي تمام اغشار جامعه مفيد باشد. «حسنفتحي» را همه ميشناسيد و آثار موفقش را ديدهايد، مثل: «ميوه ممنوعه»، «پهلوانان نميميرند»، «مدار صفر درجه» و ...
وي در ادامه افزود: تنوع در كارنامه اين فيلمساز كاملاً روشن است ، كارهايي انجام ميدهد كه در آنها فرهنگ و تاريخ ما را مي توان از منظرهاي مختلف ديد آن هم از طريق هنر نمايش در خروجي كارهاي «حسنفتحي»، پيامهاي روشن و واضح ديده ميشود و مهمترين نكته واكاوي خيلي از مباحث تاريخي و فرهنگي ايران است.
به گزارش فارس، در ادامه «درستكار» از «فتحي» در مورد چگونگي فيلمنامه «پستچي سه بار در نميزند» سوال كرد كه وي در پاسخ،گفت: بنده دوست دارم جلسه به صورت پرسش و پاسخ باشد. بعد از ساخت «شب دهم» كه سال 81 به اتمام رسيد. قصه اين فيلم به ذهنم رسيد تا سال پيش كه خيلي اين داستان در ذهنم سنجاق شد.
فتحي در ادامه افزود: در كار ما اين طور است كه در هفته و يا ماه دهها طرح به ذهنمان ميرسد و طبيعي است كه همه در ذهن نميماند؛ اما بعضي طرحها سنجاق ميشود، طرح «پستچي سه بار در نميزند» ذهنم را خيلي مشغول كرد، نهايتاً بعد از ساخت سريال «مدار صفر درجه»، طي 3ماه فيلمنامه را نوشتم و 4 بار اين فيلمنامه بازنويسي شد.
در ادامه «درستكار» از «فتحي» پرسيد آيا از برآيند كار راضي هستيد كه وي در پاسخ، گفت: به نظر من «پستچي سه بار در نميزند» يكي از بهترين آثار من است.
به گزارش فارس، در ادامه «درستكار»، گفت: اين فيلم را ميتوان از چند منظر مورد بررسي قرار داد يكي كارگرداني است و ديگري فيلمنامه. اما نكته مهمي اين فيلم شكست زمان است، طوري اين سه مقطع در كنار هم چيده ميشود كه همه ما باور ميكنيم.
وي در ادامه افزود: فيلم از منظر كارگرداني قابل تامل است و پيام اين فيلم به نظر من اين است كه خشونت ورزي، خشونت ميآورد.فيلمنامه با خصلت توضيح تاريخ فيلم را جلو ميآورد و در اين بخش هم موفق است.ما اين نوع كارها را در تلويزيون نميبينيم چرا كه در تلويزيون در بيشتر كارها از يك ميزانسن استفاده ميشود و معمولاً اين نوع كارها خيلي به ياد نمي ماند اما در اين فيلم به نسبت هر طبقه ميزانسن خاص خود را ميبينيم و نكته ارزشمند است است كه «حسن فتحي» هم در تلويزيون و هم در سينما توانسته آثار فاخري و با ارزشي ارائه دهد كه تا ابد ماندگار باشد.
در ادامه «فتحي»، گفت: ما در اين فيلم سه طبقه داشتيم و هر كدام از طبقات يك دوره تاريخ معاصر است، طبقه اول: دوران امروز ما است.
طبقه دوم: اواخر دهه 40 و طبقه سوم: اواخر دوره قاجار و آغاز دوره پهلوي اول.
وي در ادامه افزود: صرفنظر از قصه در شيوه كارگرداني اثر ما سعي كرديم به نسبت هر دوره روحيات و خلق و خوي هر طبقه حفظ شود.چه از حيث صحبت كردن، نوع پوشش و لباس و بازي. در اين فيلم ميبينيم هر چه به گذشته ميرويم در زندگي آنها آرامش وجود دارد، ريتم بسيار كند است اما امروزه ريتم زندگي به حداكثر رسيده و به زبان ديگر سرسامآور است، بنابراين در طبقه اول: حركت و جنب و جوش زياد و ريتم خيلي تند است. در طبقه دوم: حركت دوربين كمتر ميشود و بار تدوين كمتر دارد در اين صورت بازيها هم كندتر ميشود و نهايتاً در طبقه سوم: ريتم خيلي كندتر است و از ميزانسنهاي تئاتري استفاده شده و اين سه وضعيت آگاهانه و آشكارا انتخاب شدهاند.
فتحي در ادامه افزود: در طبقه اول دوره اقتدار بيكم و كاست سينما است، در طبقه دوم سينما و تئاتر تنه به تنه وجود دارد و در طبقه سوم تئاتر و نمايش است.
به گزارش فارس، در ادامه يكي از حضار از «فتحي» در مورد نحوه انتخاب بازيگران سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: من در مرحله انتخاب بازيگر خيلي وسواس دارم و زماني كه در حال نگارش فيلمنامه هستم كه به دفعات مينويسم و آن را پاره ميكنم تا به ورسيون نهايي برسم. در اين روند، رفته رفته بازيگراني كه ميتوانند از عهده اين نقشها برآيند، در ذهنم شكل ميگيرند، اما متأسفانه هميشه آن بازيگران دلخواه نميتوانند اين نقش را بازي كنند چرا كه مشغول بازي در پروژه ديگري هستند و ما با ريزش بازيگر مواجهيم كه در اين مورد ميتوان در جلسات متعدد صحبت كرد. لاجرم دست ما بسته است و نهايتاً سليقه ما و امكانات موجود باعث ميشود بازيگران انتخاب شوند، اما معمولاً در كارهاي من تركيبي از بازيگران قديمي و با تجربه و بازيگران جديد و ناشناس حضور دارند.
به گزارش فارس، در ادامه يكي از حضار از « فتحي» در مورد ژانر اين فيلم سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: ژانر اين فيلم معمايي- پليسي است. مثل اكثر آثاري كه من تا كنون ساختم چه فيلمهاي كوتاه و بلند مثل: «تله موش»، «پهلوانان نميميرند» و ...
وي در ادامه افزود: در مطبوعات به اشتباه اين فيلم را در ژانر وحشت نام بردند و من هر چه به اين دوستان توضيح دادم آنها باور نكردند چرا كه در كارهايم دوست دارم زيباشناسي انجام دهم كه اين كار با معمايي- پليسي جواب ميدهد.
فتحي در ادامه افزود: در جشنواره اخير بعد از نمايش خيلي دوستانم سراغم آمدند و گفتند 20 دقيقه پاياني كشدار است و من با «حسن حسندوست» نشستيم و 7 دقيقه را براي اكران عمومي كوتاه كرديم.
در ادامه يكي از حضار از «فتحي» پرسيد چرا در مقاطعي از فيلم «باران كوثري» همه چيز را به وضوح توضيح ميدهد كه وي در پاسخ، گفت: من وقتي فيلمنامه اين كار را مينوشتم خيلي با خود كلنجار ميرفتم كه مبادا تماشاگر نتواند با قصه ارتباط برقرار كند از اين رو فيلمنامه را به دوستانم داده تا بخوانند آنها هم با من موافق بودند اما قرار گذاشتيم براي ساده شدن برخي از مقاطع «باران كوثري» توضيحاتي را ارائه دهد.
در راه كه ميآمدم با خود فكر كردم چه سخت است فيلمي بسازي كه همه ذائقهها را پوشش دهد. من دست كارگرداناني كه ميتوانند اين كار را انجام دهند ميبوسم.
در ادامه يكي از حضار در مورد استفاده از تيلهها از « فتحي» سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: ما 3 طبقه داريم كه 3 مقطع تاريخي بيان ميشود و 3 تيله وجود دارد. وقتي وارد قصه ميشويم 3 تيله ديده ميشوند و وقتي خارج ميشويم هم 3 تيله را ميبينيم. من خواستم با استفاده از اين تيلهها به اين مفهوم برسم كه تا ما با جبر تاريخي آشنا نباشيم، به خرد جمعي نميرسيم.
بنا براين گزارش، در ادامه يكي از حضار در مورد استفاده از رنگها از «فتحي» سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: در طبقه اول رنگ سرد است و در طبقات دوم و سوم از رنگهاي شاد استفاده شده و ما ميبينيم مردان در حال رقصند اما اين كنايه از اين است كه ما هر وقت به گذشته رجوع ميكنيم ميگوييم يادش بخير در صورتي كه با اندكي مطالعه ميبينيم كه اينگونه نبوده و اتفاقاً خيلي از معضلات فرهنگي و اجتماعي امروز ريشه در گذشته ما دارد.
وي در ادامه افزود: ما يك ضربالمثل قديمي داريم كه ميگويد: اين زخم پارسال سوخته كه امسال به چرك نشسته. اين كنايه از تاريخ است كه امروزه در دل ما اضطراب و دلهره ميآورد و در نهايت در خروجي اين فيلم هم ميبينيم اگر اميد است، به نسل امروز است و به زبان ديگر، راه مطمئن برون رفت از مشكلات و معضلات فرهنگي جامعه ما، حضور نسل جوان است. در اين ميان يك شرط وجود دارد آن هم اين كه ما از گذشته عبرت بگيريم و اشتباهات گذشته را انجام ندهيم.
اين مراسم با اهداي جايزهاي از سوي فرهنگسراي انقلاب به «حسن فتحي» به اتمام رسيد.